لحظه هاي آخر است ديگر
لحظه هاي آخر است ديگر
هرکسي هر چه داشت رو ميکرد
پيرمردي سنگ مي آورد
و يکي نيزه را فرو ميکرد
ديگري پاره هاي جسمش را
تير ميزد و رفو ميکرد
ويکي هم گرفته پيکان را
در دهان و در گلو ميکرد
يک ضريح ديده اند پنداري
هرکسي حاجتي از او ميکرد
بهترين جايزه هارا شايد
شمرنامرد آرزو ميکرد
از همه بي آبرو تر بود
آنکه او را پشت و رو ميکرد
ای اسماعیل فاطمه......حسین مظلوم
+ نوشته شده در شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:29 توسط یوسف شعبانی
|

آبیهای فرهنگی ورزشی ، عنوانی برای خوش آمد گویی به حضور تمامیه دوستان